تبليغاتX
پریسا توروخدا نرو
پریسا توروخدا نرو
مگه من چقدر طاقت دارم ؟
فلسفه
 

سلام پریسا

من دیگه نمیخوام برم مدرسه! خیلی از دست بابام ناراحتم.دیشب مامانم گفت اگه ثلث اول نمره هات خوب بشه با محبوبه خانم اینا میبریمتون شهربازی. وای پریسا فکرشو بکن اون وقت میتونیم وقتی که دوتائی سوار گوریل انگوری شدیم دستای همو بگیریم جیغ بزنیم....مثل پارسال تابستون یادته چقدر خوش گذشت؟ یادته وقتی بابا رفته بود برامون پشمک بخره یواشکی لپتو بوسیدم ؟ تو هم یهو لپ منو بوسیدی؟ وای.... پریسا یعنی میشد دوباره ؟! بهت گفتم زن من میشی..؟ گفتی اگه من زنت بشم منو با چی میزنی ؟ شعر خاله سوسکه بود که مامان محبوبت کتابشو برات خریده بود. دوتائی خندیدیم و دویدیم پیش بابام که دو تا پشمک بزرگ برامون خریده بود. ولی پریسا من میخواستم ثلث اول نمره های خوب بگیرم که ایندفعه تو شهربازی دوباره ازت بپرسم. دوباره همون سوالو. ولی تو روخدا راستشو به من بگو...مگه تو منو دوست نداری ؟

اه.... یادم رفت. میدونی چی شد؟ بعدش بابام که اومد خونه دویدم تو بغلش گفتم بابا..بابا...مامانی قول داده مارو ببره شهرباری...آخ جون...شهربازی.... 

  بابام کتشو درآورد گفت مامانت بیخودی قول داده! این چه کاریه! بریم شهر بازی به یارو بگیم آقا بیا پول مارو بگیر مارو بترسون!!؟  بگیم ما بلد نیستیم بریم چلوکباب بخوریم!!!؟

|+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت   توسط شایان  | 

 
business articles