سلام پریسا
داداش ناصرم دیشب تلفنی داشت به یکی میگفت: " آدم عاشق نمیگه دوستت دارم. سینه اش رو میشکافه . قلبش رو در میآره میذاره روی میز " . البته قبلا هم به یکی دیگه گفته بود... قبلشم چند بار دیگه به چند نفر دیگه گفته بود. مامانم میگه داداش ناصرت خیلی غُدّه . بهونه میاره. ولی پریسا اگه یه وقت راست بگه چی.... !!؟؟ باید یه راهی پیدا کنم که دوباره چاقوی سوئیسی داداش ناصرمو یواشکی بردارم. خدا کنه امشب بتونم. خدا کنه امشب داداش ناصرم بره خونه یکی ازدخترای دانشگاشون. یه کاری دارم. یه کار مهم. باید یه چیزی رو ثابت کنم.