سلام پریسا
آخه چرا عمو حمیدت دیگه نمیاد خونتون ؟! پریسا میدونی چیه ؟ اصلاْ من چه گناهی کردم پسر شدم ؟! همه بدبختی ها مال پسراست ! جمعه که میشه خب من دلم میخواد بخوابم. همین یه روزه که مدرسه ندارم دیگه! تازه دم صبح که آدم خوابای خوب میبینه...وقتی ممکنه خواب تورو ببینم... یه هو بابام میاد بیدارم میکنه میگه: "پاشو پسر بدو برو نون بخر بیار صبحونه نون داغ بخوریم" . من بیچاره که نمی تونم بگم بابا توروخدا بذار یه ذره دیگه بخوابم. یه هو میاد یه اُردنگی میزنه میگه: مگه با تو نیستم؟پاشو! اونوقت تا میام دست صورتمو بشورم میگه نمیخواد برو نون بخر بیار بعدش بشور! میگه برو به اصغر آقا بگو بابام گفته خارج از صف ۲ تا نون بده من ببرم. ولی پریسا وقتی من میرم اونجا اون همه آدم گنده تو صف وایستادن من هرچی به اصغرآقا میگم میگه برو بابا ! اصلا منو آدم حساب نمیکنه! کلی باید تو صف وایستم تا نوبتم بشه. دیر که میشه بابام عصبانی میشه میاد اونجا. تا به اصغر آقا نیگاه میکنه اصغرآقا چاکرم نوکرم میکنه سریع ۲تا نون بهش میده. بعد بابام یهو یک پس گردنی محکم میزنه...گوشمو میگیره میگه :" آخه اینم کاری داشت خرس گنده؟! یه ساعته رفتی ۲تا نون نتونستی بگیری! "
این برنامه صبح زود هر تعطیلی منه ! ولی میدونی پریسا ؟ صبح جمعه هفته پیش که با عمو حمیدت اومده بودی نون بخری برای اولین بار بود که ناراحتیم یادم رفت. تا تورو دیدم تو صفی خوابم پرید. انگار دنیا رو بهم داده بودن. پریسا نمیدونی چقدر خوشحال بودم از اینکه بابام بیدارم کرده بود که بیام نونوائی. اصلا همه چی یادم رفت. یادته چقدر خوش گذشت؟ دوتائی چقدر شوخی کردیم خندیدیم..بازی کردیم...من عمو حمیدتو خیلی دوست دارم. با اینکه بابام بعدش اومد و دوباره پس گردنی رو خوردم . ولی میدونی پریسا دلم میخواست زودتر هفته تموم شه که باز صبح زود بابام با یه اُردنگی از خواب بیدارم کنه بیام اونجا دوباره تو رو ببینم. ولی آخه پریسا . پس چرا این هفته نیومدی؟؟! مگه هفته پیش بهت خوش نگذشت؟ من دیگه حوصله ندارم پسر باشم. چرا عمو حمیدت اینا دیگه نمیان خونتون....؟!